شیطنتهای رادوین
از صبح تا شب من در این حالت هستم 



میدونید چرا ؟ از دست این اقا رادوین . واقعا دیگه برام هیچ انرژی نمی مونه . تازگیها خیلی شیطون شده از در دیوار بالا میره . 
دیروز خونه مامانم بودم رفت در بوفه رو باز کرد یه بستنی خوری دراورد انداخت شکست 
من بغلش کردم اوردم گوشه اتاق تا برم جاروبرقی بیارم اومدم دیدم سر جاش ایستاده و من جارو رو کشیدم اومدم این اتاق دیدم که چیزی تو دهنش داره خرت خرت میکنه .میدونید چی بود ؟ شیشه!

داشتم قش میکردم تو خونه هم تنها بودم هر کاری کردم دهانش رو باز نمیکرد با زور دهانش رو باز کردم دستم رو انداختم داخل دهنش تمام تیکه های شیشه بود 
خیلی وحشتناک بود . دستم همه پر خون شده بود ولی جای تعجب بود که اصلا یه خراش تو دهانش نیوفتاده بود زیر زبونش روی لثه ها همه همه شیشه بود خیلی ترسیده بودم ولی خدا رو شکر اتفاقی نیوفتاد 
یکی از دوستانمون خیلی کار بدی در حقم کرده بود دلم رو خیلی رنجونده بود و من هیچ وقت حاضر نشدم که ببخشمش بنده خدا مریض شد تو حالت مریضی ازم خواست که ببخشمش . من هم دلم براش سوخت . و بهم یه یادگاری گلدون داد و فرداش فوت کرد . ولی چند روز پیش رادوین رفت بالای
میز اون گلدون رو پرت کرد پایین و شکست
کلافه شده بودم
چند رو زهم هست که سرم شلوغ شده چون میخواییم دکوراسیون خونه رو تغییر بدیم و پذیرایی رو میخواست کناف کار کنیم و سقف رو نور پردازی کنیم و دیوارها رو هم کاغذ دیواری بکنیم . چند تا مدل رفتیم دیدیم تا ببینم چی میشه . باید کل پذیرایی رو خالی کنم و وسایلها رو بزارم تو اتاق خواب یه
کمی سخته ولی چون ذوقش رو دارم اصلا ناراحت نیستم .
برای رادوین هر جوری بود خاویار پیدا کردم تا بخوره خیلی دوست داره با دستش برمیداره دونه دونه میخوره .



شیطنتهای رادوین
